وضعیت کلی اقتصاد از آن جهت مطالعه و بررسی می­شود که مشخص شود آیا شرایط اولیه برای سرمایه­گذاری مناسب است و کدام بازارها از بازدهی بیشتری برخوردار هستند؟ آیا سپرده­گذاری در بانک و خرید اوراق مشارکت بدون ریسک مناسب­تر است یا ایجاد کسب و کار و سر و کله زدن با کارگر، اداره تأمین اجتماعی، اداره کار، اداره مالیات و ... بازدهی بیشتری دارد؟ در کدام کسب و کار سرمایه ­گذاری به صرفه و دارای توجیه فنی، اقتصادی و مالی است؟ آیا خرید مستقیم سهام به صرفه است یا خرید سهام صندوق­های مشترک؟ و صدها سئوال دیگر که نیازمند بررسی شرایط اقتصادی چون:

رشد اقتصادی، تراز پرداخت­ها، نرخ ارز، سیاست­های پولی و مالی، نرخ بهره، سرمایه­گذاری، تورم، بیکاری، الگوی مصرف، برنامه­های عمرانی و اقتصادی دولت، حساب­های ارزی دولت، تغییر قوانین و مقررات، میزان رشد بخش­های صنعت، کشاورزی، خدمات، نفت، رشد میزان صادرات، شاخص­های قیمت، شاخص­های آینده­نگری چون: شامخ (شاخص مدیران خرید)، شاخص اعتماد مصرف­کننده، سفارش کالاهای با دوام، و ...، و شرایط اجتماعی و سیاسی چون: تنش­ها، رخدادهای مهم سیاسی، تحریم­ها، انتخابات آمریکا و ... است.

 رشد اقتصادی بر مصرف، سرمایه­گذاری و تولید سال بعد اثر مثبت داشته و نشان­دهنده وضعیت خوبی می­تواند باشد. در مدل دایره­وار جریان اقتصاد، اگر پولی که به دست خانوارها می­رسد صرف خرید کالا و خدمات شود مشکلی پیش نخواهد آمد، اما اگر پس­ انداز شده و از طریق بازارهای مالی به دست بنگاه جهت سرمایه­گذاری نرسد و برای جبران کسری بودجه دولت از طریق بانک یا فروش سهام دولتی در بازار سرمایه به دولت برسد، پولی که بنگاه به خانوار داده بود در قالب مصرف و سرمایه­گذاری به دست بنگاه نرسید و اگر این پول از طرف دولت صرف هزینه­های جاری شود منجر به عدم فروش کالا و خدمات بنگاه می­شود و تولید بنگاه کاهش و اشتغال نیز کاهش می­یابد و بیکاری افزایشی می­شود. یا اگر دولت نتواند کسری بودجه خود را از سیستم بانکی و بازار سرمایه تأمین کند دست به دامن چاپ پول و افزایش بدهی خود در بانک مرکزی خواهد شد که نتیجه آن افزایش نقدینگی و تورم خواهد بود.

 مخارج کلی  (تولید ناخالص داخلی) که در نمودار قابل ملاحظه است شامل مخارج مصرفی خانوارها ( کالاها و خدمات نهایی)، مخارج سرمایه­گذاری بنگاه­ها (کالاهای سرمایه­ای)، مخارج دولت (کالاها و خدمات نهایی) و خالص صادرات (ارزش کالاها و خدمات صادراتی منهای ارزش کالاها و خدمات وارداتی) می­باشد. توجه به تک تک این مخارج و تغییرات آنها می­تواند قابل توجه باشد. برای نمونه افزایش نرخ ارز می­تواند خالص صادرات را مثبت و مازاد تجاری ایجاد نمایید و منجر به رشد اقتصادی گردد، سیاستی که چین سال­ها است با کاهش ارزش یوان آن را انجام می­دهد.

 ترازپرداخت­ها که شامل حساب جاری (تفاضل صادرات و واردات) و حساب سرمایه تفاضل (ورود و خروج سرمایه) است در صورت مثبت بودن مازاد عرضه ارز خواهیم داشت و این با توجه به سیستم ارزی (ثابت یا شناور) روی قیمت تمام­شده کالاها و خدمات صادراتی و وارداتی موثر خواهد بود. افزایش نرخ ارز (ارزش پول خارجی به پول داخلی) منجر به بهبود صادرات و کاهش واردات خواهد بود که دارای تفسیرهای متفاوتی خواهد بود.

سیاست­های پولی (تغییر عرضه پول یا تغییر نرخ بهره) و مالی ( تغییر در مخارج دولت یا نرخ مالیات) توسط سیاست­گذاران در شرایط رکود به سمت انبساطی شدن می­روند. نرخ بهره بانکی با تغییر روی تغییر ترکیب پول و شبه پول بازارهای سرمایه­گذاری را دستخوش تغییر می­کنند. افزایش نرخ تورم که بر اساس شاخص قیمت مصرف کننده محاسبه می­شود روی تمامی بازارها موثر خواهد بود. نرخ بیکاری که وضعیت کلی اقتصاد را نمایش می­دهد در صورت افزایش، سیاست­گذار را وادار به برقراری سیاست­های انبساطی پولی و مالی خواهد کرد و در اقتصاد بزرگی مانند آمریکا منجر به افزایش قیمت طلا خواهد شد. سفارش بیشتر کالاهای با دوام نشانه خوبی برای اقتصاد است. بهبود شاخص اعتماد مصرف کننده نویدبخش افزایش مصرف خانوارها است و افزایش شاخص مدیران خرید نشانه اعتماد تولیدکننده به بازار و افزایش تولید خواهد بود.

مطالعه جزئیات حساب­های ملی، گزارشات مرکز آمار و بانک مرکزی و گزارشات خارجی معتبر چون صندوق بین­المللی پول می­تواند وضعیت کلان اقتصاد کشور و جهان را نشان دهد که برای صاحبان کسب و کارها دارای نکات ارزنده­ای خواهد بود. برای نمونه وضعیت متغیرهای کلان اقتصادی در دهه نود شمسی نشان می­دهند که متوسط رشد اقتصادی از سال ۱۳۹۰ الی ۱۳۹۹ تقریباً صفر بوده است، متوسط رشد نقدینگی طی این ده سال ۲۸ درصد و حجم آن امروزه تقریباً برابر ۲۸۰۰ هزار میلیارد تومان می­باشد و پیش­بینی رشد ۳۴ درصدی سال ۱۳۹۸ نشان می­دهد که ۹۵۲ هزار میلیارد تومان به نقدینگی کشور اضافه خواهد شد، به عبارت دیگر، روزانه حدود ۲۶۰۰ میلیارد نقدینگی به اقتصاد پمپاژ خواهد شد.  متوسط نرخ تورم طی این دهه ۲۳ درصد بوده به طوری که تورم نقطه­ای مهر ماه ۱۳۹۹ حدود ۴۱ درصد می­باشد. اما رقم نقدینگی از سال ۱۳۹۰ از ۳۴۳ میلیارد دلار به ۱۷۱ میلیارد دلار در سال ۱۳۹۸ ریسده است و این یعنی مدیریت نقدینگی برای کسب و کارها، مخصوصاً بنگاه­های وابسته به واردات مواد اولیه خارجی یک چالش می­باشد.

 طی این دهه خالص انباشت سرمایه منفی شده است و این یعنی به مرور از ظرفیت تولید بنگاه­ها کاسته می­شود و قدرت تولیدی کم و در زمینه عرضه کالا و خدمات کمبود داخلی خواهیم داشت. در طول ۵ دهه­ گذشته روند رشد اقتصادی ایران متأثر از انباشت سرمایه­ بوده و از رشد بهره­وری و انباشت سرمایه انسانی نفعی نبرده است و این یعنی در دهه ۹۰، عامل انباشت سرمایه را هم نداریم.

رشد ارزش افزوده در بخش کشاورزی، نفت و خدمات مثبت بوده ولی در صنعت و معدن تقریباً صفر می­باشد. این یعنی کشور بر خلاف دیگر کشورها به سمت صنعت­زدایی پیش­ می­رود. بخش خدمات در کشور که در سال ۱۳۹۸ ۴۷ درصد سهم ارزش افزوده کل تولید ناخالص داخلی و سهم ۵۰ درصدی از شاغلان کل کشور را در اختیار دارد، خیلی سریع­تر از بخش صنعت و معدن و کشاورزی بزرگ شده است در حالی که در کشورهای صنعتی بخش خدمات بعد از توسعه صنعت و برای خدمت­رسانی به بخش­های صنعت، معدن و کشاورزی ایجاد شد. تراز حساب سرمایه و حساب جاری منفی است و این به همراه بحث سهم قاچاق از تولید ناخالص داخلی و بلوکه شدن دلارهای ایران به خاطر تحریم­های ظالمانه منجر به کاهش عرضه دلار و افزیش تقاضا در بازار ارز شده و زمینه افزایش قیمت ارز را فراهم می­کند. با توجه به مطالب فوق و کاهش شدید قدرت خرید خانوارها و حذف پس ­انداز و حتی قرض برای مصرف روزانه و افزایش خانوارهای بدهکار، همه ­گیری ویروس کرونا و تغییرات جمعیتی و فناوری می­توان بیان کرد که در آینده نزدیک انتظارات تورمی کاهنده می­شود و قیمت دلار حول و حوش ۲۰ هزار تومان شده و تخلیه حباب در بازار طلا و خودرو قطعی بوده و سرمایه­گذاری در کسب و کارهای ارزآور، اینترنتی، تجارت در فضای مجازی، سرمایه­گذاری با شرکای خارجی و کسب و کارهای در قالب اقتصاد اشتراکی از اولویت­ها خواهد بود.

 

لینک دسترسی به رزومه شخصی دکتر حسن عبدی در سایت سیویلیکا:

https://www.civilica.com/p/110880